تبليغاتX
تماشا

تماشا

وقتی می آمدی حیاط پر می شد از عطر ترنج ،حالا تو رفته ای و فقط رنج مانده است

 

.:در نظــــــــــــــــــــــر سنجی شرکت کنیــــــــــــــــــــــــد:.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/07/07 ساعت 17:33 توسط نیلوفر


هیشکی منو دوس نداره.هیشکی با من نمیاد بریم بیرون بگردیم .دلم تفریح میخواد
+ نوشته شده در چهارشنبه 1391/02/20 ساعت 19:39 توسط نیلوفر |


قویترین آدم جهان دختر ایرانیه
که با وجود تجاوز فردی و گروهی و اسید پاشی و گشت ارشاد
و مزاحمهاى خیابونی و،زور گیری و، قتل و هزار خطر دیگه
هنوزم تو این مملکت درس میخونه،
ورزش میکنه،رانندگى میکنه،کار میکنه،
عاشق میشه،اعتماد میکنه،مادر میشه
و به بچش یاد میده آدم باشه...!!!
♥ ♥ ♥ به افتخار همه دخترها ♥ ♥


+ نوشته شده در یکشنبه 1391/01/20 ساعت 20:2 توسط نیلوفر |


خاطره

تو این پست قراره که به ما بگید سیزده به در امسال کجا رفته بودین و یه خاطره خوب هم ازش تعریف کنید...

نظر خصوصی هم نداریم.هرچی هست باید بگی..خوب یا بد..خصوصی یا عمومی

فضولیم گل کرده

تنبل بازی درنیارین بشینید قشنگ توضیح بدین.اکثرا نوشتن خونه بودیم...پس این همه آدم تو پارکا کی بودن؟؟؟؟؟؟


برچسب‌ها: 13 به دری که گذشت
+ نوشته شده در جمعه 1391/01/18 ساعت 19:15 توسط نیلوفر |


دروغ پسرونه

دروغ پسرونه :

1. خیلی میخوامت(ماشاالله پسرها همه رو میخوان)

 ۲.همیشه به یادتم(مخصوصا موقع لالا)

 ۳.تا اخرش با هاتم(ولی از یه نوع دیگش)

 ۴.غیر تو به هیچکسی فکر نمیکنم(اره جون عمت) ..

۵.من بهت اعتماد کامل دارم(مخصوصا در حین تلفن، پشت خطی داشته باشی)

 ۶.تا حالا با هیچ دختری اینقدر صمیمی نبودم(به جز خواهرم)

 ۷.دوستت دارم(دروغ سال)(که مد شده)

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/01/13 ساعت 3:58 توسط نیلوفر |


یا مقلب اقلوب والابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول ولاحوال حول حالنا الی احسن الحال

            
                                                                       
                                                                 
دوستای عزیزم با آروزی هزار هزار سلامتی و تندرستی براتون .پیشاپیش سال نو رو بهتون تبریک میگم

ایشالا که امسال سال خوبی بوده براتون .اگه غم و ناراحتی هم داشتین ایشالا تو همین سال برطرف

شه.واسه سال بعد خوشی ها و شادیاتونو به همراه ببرین.

باید بگم که از فردا دیگه من مزاحمتون نیستم دارم میرم مسافرت تا۸ ام .اونجا به یاد همتون هستم مخصوصا دوست عزیزم.

لباتون پر از خنده دلاتون پر از شادی...

سال نو همتون مبارک  بای

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/12/24 ساعت 20:5 توسط نیلوفر |


دختر بودن یعنی همین...

تو زن شدی ... نه برای در حسرت ماندن یک بوسه !
برای خلق بوسه ای از جنس آرامش...
تو زن نشدی ...که همخواب ... آدم های بیخواب شوی!
زن شدی ... که برای خواب کسی رویا شوی!
تو زن نشدی که در تنهایت ... حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشی ...
... زن شدی تا ... تا آغوشی در تنهایی عشقت باشی ..
+ نوشته شده در جمعه 1390/12/19 ساعت 11:29 توسط نیلوفر |


از 3 نفر هرگز متنفر نباش :
فروردینی ها، مهری‌ها، اسفندی ها
... چـون بهتـرینن

... 3 نفر رو هرگز نرنجون:
اردیبهشتی ها ، تیری ها ، دی ـی ها
... چـون صادقن

3 نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت برن:
شهریوری‌ ها ، آذری‌ ها ،آبانی ها
... چـون به درد دلت گوش میدن

3 نفر رو هرگز از دست نده:
مرداد ـی ها ، خرداد ـی ها ، بهمن ـی ها
... چـون دوست ِ واقعی ان

 
+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/12/11 ساعت 1:5 توسط نیلوفر |


وقتی که دیر میرین خونه...

بقیه چه فکری در موردتون میکنن

به ادامه مطلب سر بزنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1390/11/28 ساعت 19:37 توسط نیلوفر |


حالت های چشم دانشجویان در زمان های مختلف

هنگام درس دادن استاد سر کلاس :


(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)


وقتی استاد خبر امتحان رو میده :


(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)


موقع امتحان:


(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)


وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:


(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)


وقتی که نمره ها رو میزنن :


(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)‬

 


برچسب‌ها: دانشجویان, حالت های چشم
+ نوشته شده در یکشنبه 1390/11/23 ساعت 11:36 توسط نیلوفر |


مونالیزا وقتی در دانشگاه آزاد درس می خواند


برچسب‌ها: مونالیزا
+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/11/13 ساعت 11:51 توسط نیلوفر


اکبر عبدی در نقش مادر+عکس

ePatogh.CoM | پاتوق اینترنتی

+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/11/12 ساعت 18:59 توسط نیلوفر


تفاوت در نگاه دخترها و پسر ها+عکس

اینم یه تفاوت بارزنگاه کردن بین خانوم ها و آقایون....

خودتون قضاوت کنید!!!!!


برچسب‌ها: دختر ها و پسر ها, تفاوت در نگاه
+ نوشته شده در دوشنبه 1390/11/10 ساعت 10:57 توسط نیلوفر |


روز جهانی فضولی!!!

امروز روز جهانی فضولیه ! :D

اگه سوالی داری که ته دلت مونده و دوست داری بپرسی ، امروز میتونی بپرسی ! (اگه از من سوالی داری ، میتونی توی قسمت کامنت بپرسی)

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/22 ساعت 1:10 توسط نیلوفر |


چندمدتیه که میرم کتابخونه که درس بخونم .چشتون روز بد نبینه اونجا شبیه همه جا هست الا کتابخونه .

این دخترا هر جا میرن اونجارو آباد میکنن.اونجا دخترا میکاپ میکنن. موهاشونو اجق وجق میکنن.لباس میارن  هر دقیقه یه تریپ میان.قربونشون برم از شکم هم که غافل نیستن.همه مدل غذا و میوه و تنقلات میتونی اوجا پیدا کنی...

تازه یه روز درمیون پسرا میان اونجا.روی میزا پره از شماره و حرفای بی ادبی .آخه  این جا هم م؟

بابا بخدا اومدیم اینجا درس بخونیماااااااا اون روزکه تازه بین ۲ نفر جنگ شده بود...

سعی کنیم یه خورده فرهنگو ببریم بالا ااا.

راستی دیروز دزد کفشای آپارتمانمونو گرفتم .خیلی بی حیا بود جا کفشی رو باز کرده بود داشت توشو نگا میکرد داد زدم گفتم دزد اومده بابایی .ولی انگار نه انگار به کارخودش ادامه دادو بعدشم با خیال راحت آواز خوانان رفت....

چقد جامعمون بد شده بخدا آدم دیگه امنیت نداره ه

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1390/09/29 ساعت 19:26 توسط نیلوفر |


کل بوم عاشورا و کل ارض کربلا

+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/09 ساعت 19:55 توسط نیلوفر


کار سخت

سلام بچه هااااا

امروز یه آپ متفاوت میخوام براتون بذارم.و آپ امروز....

از نظر شما انجام دادن چه کاری واستون( تو خونه یا بیرو ن از خونه)  سخت و غیر قابل تحمله؟

من که خودم از شستن جوراب و شستن قابلمه بدم میاد

یعنی حاضرم یه کار دیگه انجام بدم ولی این کارارو انجام ندم.

شما هم نظراتونو بگیدد..فداتون بشم

+ نوشته شده در سه شنبه 1390/08/17 ساعت 12:46 توسط نیلوفر |


قطره اشک

دستمال كاغذي به اشك گفت:
قطره قطره‌ات طلاست
يك كم از طلاي خود حراج مي‌كني؟
عاشقم
با من ازدواج مي‌كني؟


اشك گفت:
ازدواج اشك و دستمالِ كاغذي!
تو چقدر ساده‌اي
خوش خيال كاغذي!
توي ازدواج ما
تو مچاله مي‌شوي
چرك مي‌شوي و تكه‌اي زباله مي‌شوي
پس برو و بي‌خيال باش
عاشقي كجاست!
تو فقط
دستمال باش!


دستمال كاغذي، دلش شكست
گوشه‌اي كنار جعبه‌اش نشست
گريه كرد و گريه كرد و گريه كرد
در تن سفيد و نازكش دويد
خونِ درد


آخرش، دستمال كاغذي مچاله شد
مثل تكه‌اي زباله شد
او ولي شبيه ديگران نشد
چرك و زشت مثل اين و آن نشد
رفت اگرچه توي سطل آشغال
پاك بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستمال‌هاي كاغذي
فرق داشت
چون كه در ميان قلب خود
دانه‌هاي اشك كاشت
+ نوشته شده در یکشنبه 1390/08/08 ساعت 19:39 توسط نیلوفر |


قلب من

من قلب کوچولویی دارم .خیلی کوچولو.خیلی خیلی کوچولو.

یه جایی شنیدم که قلب آدم نباید خالی بمونه.اگر خالی بمونه مثل یک گلدون خالی زشته و آدم رو اذیت میکنه

دلم میخواد تمام تمام این قلب کوچولوی

 کوچولو را مثل یه خونه ی قشنگ کوچولو به کسی بدم که خیلی خیلی دوستش

دارم ...یا ....نمیدونم ...کسی که خیلی خوبه.کسی که واقعا حقشه توی قلب خیلی کوچولوی من خونه داشته باشه.

خوب راست میگم دیگه مگه نه؟

به قول معروف قلب مهمون خونه نیست که آدم ها بیان دو سه ساعت یا دو سه روز توی اون بمونن و بعد

 برن.قلب لونه گنجشک نیست که با اومدن بهار ساخته بشه و تو پاییز باد اونو راحت با خودش ببره...

قلب .راستش.نمیدونم  چیه..اما میدونم که فقط جای آدم های خیلی خیلی خوبه ...برای همیشه...

+ نوشته شده در شنبه 1390/07/30 ساعت 19:45 توسط نیلوفر |


دوست

دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه.
دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه.
دوست یعنی وقت اضافه ... یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه.
دوست یعنی تنهایی هامو می سپرم دست تو چون شک ندارم می فهمیش ...
دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من، یه قدم تو ... اما بدون شمارش و حساب و کتاب.
دوست یعنی من از بودنت سربلندم نه سر به زیر و شرمنده.
+ نوشته شده در سه شنبه 1390/07/05 ساعت 11:57 توسط نیلوفر |